
“مؤتلفه اسلامی” به عنوان یکی از قدیمی ترین و ریشه دارترین احزاب ایران شناخته می شود. معروف ترین چهره این حزب، مرحوم حبیب الله عسگراولادی بود که در آبان ۱۳۹۲ درگذشت و اینک با کاندیداتوری میرسلیم، بار دیگر این حزب در صدد مطرح کردن خود است.
به بیان دیگر، میر سلیم چه رأی بیاورد (که شواهد خلاف این است) و چه نیاورد، حضور کاندیدایی از مؤتلفه، به معنای احیای سیاسی این حزب قدیمی است که بسیاری از نیروهای اصیل مذهبی، همچنان بدان اعتماد دارند.
او رکورددار حضور در شهرداری تهران به عنوان شهردار است و پیش از اولین کاندیداتوری ناکامش در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴، به عنوان یک چهره نظامی شناخته می شد که در نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی انتظامی، تیپ امام رضا(ع) و لشکر ۵ نصر خراسان فرماندهی کرده است و سپس رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شد و نهایتاً به شهرداری تهران رسید.
او از ابتدای جوانی وارد دستگاه قضایی شد. با حکم آیت الله محمد یزدی دادستان تهران شد، سپس ریاست سازمان بازرسی کل کشور را بر عهده گرفت، به مدت یک دهه معاون اول قوه قضاییه شد و تا سال ۱۳۹۴ که با حکم رهبر معظم انقلاب، عهده دار تولیت آستان قدس رضوی شد، دادستان کل کشور بود و هم اینک نیز دادستان ویژه روحانیت است. جریان های انقلابی از او که داماد آیت الله علم الهدی، امام جمعه مشهد است، حمایت می کنند.
بدین ترتیب، طیف های مختلف جناح راست، در این انتخابات نماینده دارند ولی از جناح مقابل نیز که همانند جناح راست، سه کاندیدای تأیید صلاحیت شده است، اصلاح طلبان میانه در انتخابات حضور دارند و سنتی ها و رادیکال ها، غائب صحنه اند.
با این اوصاف می توان گفت که رقابت های انتخاباتی بیشتر حول و حوش سه نام خواهد چرخید: “روحانی، رئیسی و قالیباف” ؛ چرا که جهانگیری قطعاً و هاشمی طبا احتمالاً بعد از مناظره ها انصراف خواهند داد. میر سلیم اگر انصراف ندهد ، تنها رأی جریان مذهبی و اصیل جناح راست سنتی را خواهد داشت که هر چند برای احیای مؤتلفه بسیار حائز اهمیت است ولی قطعاً برای رسیدن به پاستور ناکافی است.
رئیسی که گزینه نهایی ائتلاف اکثر نیروهای اصولگرا (جمنا) است، اگر کنار برود به معنای شکست این جریان و پنیه شدن آن همه نشست و برخاست های انتخاباتی است.
همچنین کنار رفتن رئیسی بدین معناست که جریان راست انقلابی برای اولین بار در انتخابات غائب است که پدیده ای نامطلوب و خطرناک برای آینده سیاسی این جریان به شمار می رود.
محمد باقر قالیباف که پیش از این و بعد از اجماع “جمنا” بر روی رئیسی، طی بیانیه ای تصریح کرده بود که کاندیدا نمی شود، خواهد کوشید رئیسی را متقاعد کند که در قیاس با خودش، رأی کمتری دارد تا او به نفع قالیباف کنار برود.
نظر سنجی ها نیز تا کنون نشان می دهد قالیباف، شناخته شده تر و مقبول تر از رئیسی است ولی ائتلاف اصولگرایان، رئیسی را برگزیده و از قالیباف انتطار دارد که آرای خود را به سبد رئیسی هدایت کند و از گود رقابت ها خارج شود؛ امری که برای قالیباف که دو بار در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورده، بسیار سخت و گران خواهد آمد.
برعکس اگر قالیباف بماند و رأی بیاورد خواهد توانست این ادعا را بکند که وامدار جریان اصولگرا نیست چرا که آنها رئیسی را برگزیده بودند و قالیباف، شخصاً پا به میدان رقابت ها گذاشت.
با چنین تصویری، اینک سوت آغاز رقابت دمیده شده است و حال نوبت مردم ایران است که کدام چهره را راهی ریاست جمهوری کنند و اداره دولت را به او بسپارند:
حسن روحانی؛ شیخ دیپلمات
ابراهیم رئیسی؛ قاضی پرسابقه
محمد باقر قالیباف؛ سردار دکتر خلبان
اسحاق جهانگیری؛ معاون بی ادعا
مصطفی میر سلیم؛ مهندس سنتی
مصطفی هاشمی طبا؛ قدیمی ناگهان پدیدار شده
۲۹ اردیبهشت، بسیار نزدیک است، روزی که سنگ بنای حرکت ایران برای قرن آینده خورشیدی خواهد بود و فرزندان ایران سود و زیان انتخاب این روز را خواهند برد.
برچسب:
نویسنده: عباس